صندلی
نگاه ریخته بودم
نگاه ریخته بودم که رفتی و
صندلی هنوز داغ است
و
ناگهان چه قدر زود دیر می شود
نمی دانم
از آمدنت یا نیامدنت
چه قدر گذشته
اما
انگشتم
اسم تو را روی خاک صندلی می نویسد
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:43  توسط ندا اخلاقی
|